وقتی سونیا غر غرو میشود....

سلام سلام صد تا سلامHello 
بلاخره بعد از پشت سر گذاشتن چندین مرحله ی جذاب زندگیcuckoo.gif : 29 par 18 pixels. شامله:اسباب کشی،چیده شدن  وسایل،مریض شدنه احسان همزمان با دندون درد شدید،دور شدنه راهه محل کار تا خونه و نیاز به داشتنه ماشینه دوم،و اخرشم که مریضی اینجانب blue.gif : 19 par 19 pixels.که اموز که روزه پنجم میباشد تازه یه کمی بهترم و............دیگه ریز میزاشو نگفتم تازه .........
اره داشتم میگفتم .بعداز گذاشتن از این مراحله جذاب  الان یه کم شهر در امنو امان استheartshape1.gif : 46 par 30 pixels. 
شبه یلدا و سالگارده ازدواجمونو با کمی تاخیر همراه  چند تا از دوستامون توی خونه  جشنه کوچکی گرفتیمfrench.gif : 262 par 99 pixels. و جای خانواده هامونو خالی کردیم .
روزه کریسمس رو خونه ی  یکی از دوستان بودیم ،همچنین شبه ساله نو رو خونه ی یکی از آشناهای دیگه  ....که خوب بود خوش گذشت ،برامون جالب بود که اینها (کشور های دیگه مثله امریکا )هم مثله ما لحظه ی  ورود به ساله جدیدشون رو که آخرین شب از آخرین ماهه سال (۳۱ دسامبر ) هست ،مثله سال تحویله ما بیدار میمونن و بعداز تحویله سال همدیگرو میبوسن  و البته یه چیزایی هم میخورن ....
 
آقا اینارو بی خیال من ،مریض که میشم خیلی غیره قابله تحمل میشمvarulv.gif : 33 par 28 pixels.(حداقل  به نظره خودم که این طور هست )،من موندم این احسان طفلک بمیرم براش چه طوری منو تحمل میکنه
تا دلتون بخواد غر میزنمyapyapyapf.gif : 31 par 20 pixels.،الکی میشینم گریه میکنم،هر چی برام خوبرو نمیخورم،هر چی برام بده رو هوس میکنم بعد از اینکه نمیتونم بخورمشون میشینم زار میزنم
حالا با این وصف شما تجسم کنید وضیت   خونه ی  مارو در این چند روز ............
احسان:عزیزم لیمو شیرین بیارم؟flirtyeyess3.gif : 25 par 45 pixels.
من:نهno.gif : 19 par 18 pixels.
احسان:پرتقال؟
من:نهno.gif : 19 par 18 pixels.
احسان:شلغم آماده شده بخوریمش؟
من:نه no.gif : 19 par 18 pixels.
احسان :بیا این آب نمک رو  قر قره کن ،آفرین دختره خوب heartshape1.gif : 46 par 30 pixels.
من:نمیخوااااااااااااام dislikesmiley.gif : 32 par 18 pixels.
احسان:ابله
 
 
 
حالا من: ای گلووووووووم ،بدانم دارد میکنه (همزمان با سرفه)
احسان:نازی عزیزم با یه کم برات ماساژ بدم 
من:نمیخاااااااااااااام dislikesmiley.gif : 32 par 18 pixels.
دوباره من:من دلم چاینیز فود(غذای دریای چینی ها) میخواد  
احسان:سبز
احسان:آخه عزیزه من توی اون پر از ادویه است و همش هم روغنه که آخه، برات بده
من:زاااااااااااااااااااااااارگریه
احسان:اوکی  اوکی
من:happytongue.gif : 19 par 26 pixels.
دوباره من:ای حوصلم سر رفته
احسان:باشه گلم بریم بیرون؟
من:(با کله)اره
احسان:راه که نمیتونی بری،بیرونم که نمیشه بشینیم چون سرده،اهااااااا،میخای بریم سینما ؟
من:با این همه سرفه که میکنم نه خودم فیلمو میبینم نه میزارم باقی ببینن
احسان :متفکر
احسان:خوب بریم اون فیلمه که دوست داشتیو ببینیم اگه آوردن  دی وی دی بگیریم بیاریم  ببینینم؟
من:(بازم با کله و البته نیشه باز) ارهhappytongue.gif : 19 par 26 pixels.
و خلاصه این داستان ادامه داره تا بنده خوب شم
احسان مهربونم،ممنونم که انقد هوامو داری،خیلی دوستت دارم
راستی یه فکرای خوبی هم داریم که هنوز به نتیجه ی  چندانی نرسیده ولی برامون دعا کنید که بشهمژه،ایشالا اگه صد در صد شد میام خبر میدم
فلان بای
 
 
  
/ 2 نظر / 5 بازدید
مهلا

وبت قشنگ بود. همیشه شاد و سرحال در کنار احسان جونت باشی

الی

سلام وبت عالی بود وقتی عادتهات را موقع مریضی تجسم میکنم فکر میکنم خودمم فکر میکردم فقط خودم تو مریض شدن اینقدر اذیت میکنم خوب شد یک همراه پیدا کردم