گوناگون .......

سلامHello
دو سه روز پیش داشتم توی یه فروشگاه خرید میکردم،یه دفع یه خانومه مسن حدودا ۶۰ ساله اومد جلو،به فارسی سلام کرد. 
من:سلام 
خانومه:سلام عزیزم ،میشه بگی این بیسکوییت توش چی داره؟قندش زیاده یا نه؟سوال
من:میگیرم روشو میخونم،یولبهش میگم توش ریزن(همون کشمشه خودمون به انگلیسی) داره.........
خانومه:چی داره؟
من:در حالی  که به شدت دارم به مغزم فشار میارم که ای بابا نوکه زبونمه ها.........چی بود؟I don't know - New!
خانومه:(میبینه دارم من من میکنم)توش شکلات داره؟
من:(در حالی که دارم تلاشه فراوون میکنم )نه............آهان کشمش..........کشمش داره...........اوه
خانومه تشکر کرد و رفت و من و با این اندیشه که  آیا منم؟منم مبتلا شدم؟آخه من که همیشه سعی میکنم همه چیو فارسیشو بگم !!!!!!!!!!!!چشم
یعنی منم که نمیتونستم این کلمه رو به ذهن بیارم ؟............چشم
 
  تنها گذاشت
                        ***********************************************************************
دو سه روزه اینجا هوا خیلی گرم شده،آفتابش وحشتناکه..........
هوای عجیبی داره کالیفرنیا ،همین روزا که میگم هوا گرمه اگه توی سایه وایسی و کمی باد  بیاد ،یخ میزنی...
همین شنبه ی گذشته من و احسان توی بزرگراه بودیم،هوا بی نهایت گرم بود،یعنی آفتابش داغ بودها داغ.........fansmiley.gif : 57 par 30 pixels.
داشتیم با عجله میرفتیم کناره ساحل که تولده یکی از آشناها بود،دیر هم شده بود،وسط اتوبان یه دفه احسان گفت:باده لاستیک کم شده انگار ، ۳ ثانیه از حرفش نگذشته بود که یه دفه ماشین
 شورو کرد تکون خوردن و صدا دادن،تعجب
من که داشتم قبضه روح میشدم آخه وسط اتوبان همه دارن با سرعت ۱۲۰ تا میرن ،ما یه دفه سرعتمون کم شد،runaround.gif : 45 par 29 pixels.خلاصه به بدبختی احسان کشید کنار،دیدیم لاستیکمون ترکیده..........
از بس که هوا گرم شده بود..........
خلاصه  چون هوا گرم بود ظاهرا این مشکل واسه خیلی ها پیش اومده بود،همون جا که ما نگاه داشتیم،پشته سرمون امداد اومده بود واسه  یه ماشینه دیگه
 که بکشدش ببرتش یه لاستیک فروشی،دیگه ما رو هم دید گفت صبر کنید اینارو برسونم برگردم،هیپنوتیزم
خلاصه ما ساعت ۴ عصر این شکلیdunnosmiley.gif : 42 par 18 pixels. رسیدیم تولد............
ولی خوب خدارو شکر که به خیر  گذشت......حالا این وسط من هی میگم وای خوب شد من پشته فرمون نبودمابله
                 *****************************************************
الان ساعت ۱۲:۳۰ ظهره ،احسان جان ساعت ۲ میاد خونه،بنده امروز سر کار نبودم و در خدمته خانه و خانواده بودم،هنوز غذا  درست نکردم
دیگه دیگه...........فعلا همین دیگه .........
جز اینکه:خدای خوبم،خدای دادهام و نداده هام دوستت دارم و ممنونتم به خاطره همه چیز ............شکر praying
پ ن :عنوان بهتری برای مطلب  یافت نشد
/ 6 نظر / 9 بازدید
nazi

این قضیه که یه کلمه ای فارسیشو یادت نمیاد پیش میاد یه وقتایی اما آخ بدم میاد بعضیا هنوز یه ماه نشده اومدن خارج!!!! هی یه درمیون انگلیسی بلغور میکنن[سبز] چقدر اعصاب آدم بهم میریزه تو گرمای شدید ماشینت پنچر شه.اونم وقتی که خوشتیپ کردی داری میری تولد[چشمک][ماچ] میگما خسته نشی یه وقت ساعت 12.30 غذا درست نکردی اینجوری در خدمت خانه و خانواده بودی؟[نیشخند][ماچ]

مژگان

سونیا جون باز خوبه امداد زود به دادتون رسید . چه جالب گرمایی که گفتی تو سایه باد یخ؟؟؟؟ راستی روزت مبارک با تاخیر . [ماچ]

الهام

به به سونیا خانم چه عجب این طرفا. دیر به دیر می یای. بابا من وقت ندارم تو چرا نمی نویسی؟[چشمک] خدا رو شکر که ماجرای ترکیدن لاستیک به خیر گذشت به قول مامان بزرگ ها صدقه بزار کنار [لبخند] سلام برسون .مواظب خودتون باشید و به امید دیدار

کمند

چندین بار اومدم برات کامنت بزارم موفق نشدم[شرمنده] قربونت اصلا خودتو نناراحت نکن.تو که اونجایی.من گاهی کی ازم معنی کلمه یا یه اصطلاحو میپرسه هرچی به مغزم فشار میارم نمی دونم فارسیش چی میشخ یهو شروع میکنم توضیح دادن یارو اینطوری نگام میکنه[افسوس] بعد 2ساعت میگه آهان اینو میگی؟؟میگم ارهه چه شانسی آوردین سر لاستیکا.خدا به خیر کرده اسفند یادت نره[پلک]

AteNa

سلام عزیزم . ممنون که پیشم اومدی . حتما بهت سر میزنم [ماچ] بازم پیش ما بیا

شیرین مامان دانیال

سلام سونیا جان . خدا رو شکر که به خیر گذشت . چه جالب ایرانی ها همدیگرو خوب می شناسن . [ماچ][گل]