ستایش خدایی را است بلند مرتبه!!!!

 این مطلب از طریق ایمیل به دستم رسید،به نظرم زیباست

 

وقت دارید بخوانید..... داستان خیلی قشنگی است......

 

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما

در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او فراوان

تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ

بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او

نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را

تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم

و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد

خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را

خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

 

نتیجه اخلاقی داستان:

کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با

سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.

این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید. اگر ارسال این پیام شما را به زحمت می اندازد یا وقتتان را زیاد می گیرد،

پس آن کار را نکنید. اما پاداش آن را که زیاد است نخواهید گرفت. آیا آسان نیست که فقط کلید "ارسال" را فشار دهید و

این پاداش را دریافت کنید؟

 

ستایش خدایی را است بلند مرتبه!


پ ن :به زودی میام ....


/ 8 نظر / 4 بازدید
کمند

سونیا جونم خوبی؟؟ مطلب قشنگی گذاشتی وممنون. زودی بیا خب؟؟[ماچ][ماچ]

مینا

سلام سونیا خانم خیلی جالب بود ولی دقت کردی شبیه این جملات و این خاطرات زیاد داریم اما یه چند وقتی تحت تاثیر قرار میگیریم و بعد کلا یادمون میره که همچین چیزی بوده کاش واقعا مثل اون مرد سرسخت باشیم عزیزم تو هم سر بزن خوشحال میشم[بغل]

نیا

سلام عزیزم.من تازه وبلاگتو دیدم و باهاش اشنا شدم. منو اقامون هم یه کلبه کوچولو داریم.بهمون سر بزن من میخوام لینکت کنم.با جه اسمی لینکت کنم؟ تو هم اگه خواستی به اسم منو مهربونم لینکم کن منتظرم[گل

شکوه مامان ارمیا

سلام سونیا جون[لبخند] کم پیدایی[ناراحت]...نیستی[سوال]... مطلب جالبی رو نوشتی[قلب] زود بیا عزیزم[بغل][ماچ]

بانو

عالیه... یکم کلافه ام وسردر گم آپم بیا و راهنماییم کن ممنونم عزیزم[گل]

ساره

سلام گلم.مرسی از اینکه بهم سر زدی.خوشحال میشم باز بیای پیشم.من از گربه خیلی بدم میاد ولی این پیشی شما چقدر ملوسه. شاد باشیو پایدار[بوسه]

مژگان

سونیا جون سلام نمیدونم چرا هر دفعه میام نمیتونم واسه پست بعدیت یعنی میکا کامنت بذارم گفتم اینجا بگم.[چشمک] خیلی ملوسهههه عکساش هم عین کارت پستال ها شده